خرید بک لینک
از سر کار که برگشتم یک لحظه حس کردم علیرغم همه مسایل درون یک زندگی پویا و سرزنده هستم...و آن سالهای مضحک زندگی مشترک چقدر راکد و مرده بودم در تلنباری از عدم تفاهم و ترس و نآگاهی و افکار پوسیده ...حداقل حالا با همه مسایل و شکست ها و اندوه ها و احساسات متناقض،،زندگی و سرزندگی و شادی را حس می کنم..این وسط و در سالهای تنهایی زندگی کردن و بار همه مسولیت ها را به دوش کشیدن .توانستم به خودم حداقل اندکی بیشتر ایمان بیاورم و لبخند های واقعی داشته باشم...و برای خودم کاری کنم... این که مدام در مورد دوست احساسات متناقضی دارم صرفا به خاطر این است که نه او همسر واقع

برچسب: آخرین شب تابستان, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 21:31

تحمل دیدن دوست را ندارم...

باید تا دیر نشده از این کار مزخرف بیرون بیایم...کار فقط برای پول مثل تن

دادن به لجن است...

جلسه دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری کمی مرا زنده کرد..

احساس می کنم درونم آتشفشانی است که تمام وجودم را می گدازد .چیزی

میخواهم خنک که کمی بتوانم نفس بکشم...

شجریان برگشته و من فکر می کنم صدایش توی این روزهای بیهوده تنها چیزی

است که مرا سراپا نگه میدارد...

برچسب: شجریان,شجریان سرطان,شجریان ربنا,شجریان همایون,شجریان دلشدگان,شجریان بیداد,شجریان سعدی,شجریان آپارات,شجریان با من صنما,شجریان و گوگوش, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 15:28

از کارم لذت نمی برم... محیط و جو کاری باعث شده بیش از پیش در لاک خود فرو روم.و درونگرایی ام تشدید شده...در تمام این 8 ساعت تعداد جمله هایی که می گویم از تعداد انگشتان دستم تجاوز نمی کند.. و دوست آخرین چیزی است که به فکرش می افتم... نگران پسرک هستم..مدرسه او را به خاطر نرسیدن معدل به 18 ثبت نام نکرد و...گاه فکر می کنم ده سال دیگه که به این روزها فکر می کنم چه حسی دارم... شاید کوه فردا کمی سرحالم کند.. ماه کامل و از پنجره آسمان این آخرین غروب های شهریور را که رنگ پاییز دارد را روشن می کند و ...همیشه حس می کنم این فصل ،در انتهای تابستان و اوایل مهر و آذر همان یک ذره

برچسب: سیلویا پلات,سیلویا پلات شعر,سیلویا پلات ترجمه,سیلویا پلات حباب شیشه,سیلویا پلات و تد هیوز,سیلویا پلات و فروغ فرخزاد,سيلويا پلات شعر,سیلویا پلات شعر پدر, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 4:48

یاد ونگوک افتادم .شور هستی...کتابی که تاثیر عجیبی روی من گذاشت.ابتدا انگیزه ای عالی و انتها وازدگی شدید و زیر سوال بردن همه عقاید نامتعارف هستی را...و یاد یک سال زندگی ونگوک در میان کارگران معدن...کارگرانی که زندگیشان چیزی فراتر از درد و اندوه بود و در عین حال سست بودن لبخند ها یشان...و عقاید ونگوک و تبلور هنرش در این یک سال ....و بیهودگی تلاششان و تاثیر عمیق و دردناکی که این کتاب روی من گذاشت...یک جور وازدگی شدید و رسیدن به خلاء فلسفی ....یک د گردیسی دردناک فکری..و ناگاه احساس کردم یک جور هایی مشابهه ونگوک در میان آن کارگران هستم..بیشتر از آنکه از رفتار و

برچسب: ونگوگ,ونگوگ نقاش,ونگوک ویکی,سبک ونگوگ,مرگ ونگوگ,زندگی ونگوک,تابلوهای ونگوک,تابلوی ونگوک,گوش ونگوگ, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 12:32

دل کندن از دوست که قلبم را به او سپرده ام ،سخت تر و دردناک تر از جان کندن است.....

برچسب: آوار سورنا,آواره,أوار,آوارگی,آوارگان سوری,آوار فرهاد,آوارگان لهستانی در ایران,آپارات,آوارگی شاعری,آوارگان سوری در ایران, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:35

چشم انداز بي نظير کوه هاي مرغک مثل روياي دم صبح،جادويي و سحر

انگيز بود،،و مستي اش آن چنان بود که مي توانستي تا ابديت افق هاي دور

و رها از روزمرگي هاي بيهوده بال بکشي...

برچسب: مرغک,مرغک دستگاه تراش,مرغک عاشق,مرغک عاشق ستار,مرغک خیال,مرغک شلوار,مرغک رونیز,مرغک ماشین تراش,مرغک گردان,مرغک تراشکاری, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:35

انگار به هر چه دست ميزنم به در بسته سر مي سايم. انگار هيچ چيز نمي تواند خلا دروني ام را التيام بخشد.و اين حفره دروني روز به روز عميق تر و هولناک تر ميشود..سخت مي گذرد و دلخوشي ها خيلي زودتر از پيش مرا دلزده ميکند....اين به خاطر آن است که هيچگاه حتي از کودکي شخصيت منسجم و قوي و جسور و آگاهي را نداشتم..انگار از همان کودکي دنيا را يک جور هايي کج و کوله و بي قواره و خشن و التهاب آور و سست و بي ثبات و دردناک مي ديدم..و اين داستان عليرغم تمام جسارت ها و تغيير ها زير پوستي جريان داشته..خودم هم ميدانم که با از دست دادن روحيه ام ،اين شرايط سخت ،افتضاح آميزتر شده.. دوس

برچسب: w r james,w r joseph guitar,w r journey,w r jacks,w r jones,w r johnson,w r jackson & son,w r jeings artist,w r jack ltd,w r jenkins armagh, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:35

اعتراف ميکنم ظرف يک هفته اخير به زندگي برگشته ام..بي برو برگشت رگ خوابم دست دوست است..آدم دلش که گرم باشد

کوه هم نمي تواند او رابلرزاند..دوست داشتن و آغوش دوست زهر همه تلخي ها را از روح و ذهنم بيرون کشيد...

برچسب: دوست یابی,دوستت دارم,دوست دختر,دوست,دوست دختر یابی,دوست داشتن,دوستی,دوستی ها,دوست یابی تهران,دوست خوب, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:34

البته بعد چند روز سرخوشي ،و نديدن واقعيت ها ،با سر به زمين خوردن

طبيعي هست...

اين کار فرساينده جسمي در خط توليد يک کارخانه.و مواجهه با يک

مشت،آدم احمق ،تمام انرژي و سر زندگي مرا مي مکد...

روحيه .اعتماد به نفس ..

فکر مي کنم تا کجا مي توانم دوام بياورم..

برچسب: 281 area code,28 days later,28 weeks later,28 weeks pregnant,28,28 days,28 months later,280z,285,70r17,28 celsius to fahrenheit, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:34

بعد يک روز مرخصي ، فکر کردم که اصولا زندگي و روابط و مسايل مختلف رابيش از حد واقعي اش سخت و جدي ميگيرم.بيش از حد مي ترسم.بيشاز حد حساسم.بيش از حد وابسته ام و بيش از حد فکر ميکنم و با خودم کلنجار ميروم.اصولا و اکثرا همه چيز را بسيار بيشتر از حد واقعي اش بزرگ مي کنم.و به تبع آسيب بيشتري مي خورم. و اين مسله ريشه در عدم پذيرش و درونگرايي ذاتي من وقضاوت هاي مدام ذهني ام و نياز افراطي به تاييد اطرافيان دارد..در واقع هميشه بيش از حد به خودم سخت مي گيرم و استاندارهايي بالاتر از توانم دارم ..البته از يک بعد شايد مثبت باشد اما از يک سو آزار دهنده است...

برچسب: قانون بیش از یک شغل,قانون مهریه بیش از 110 سکه,قانون ممنوعيت تصدي بيش ازيك شغل,قانون تصدی بیش از یک شغل,قانون ممنوعیت بیش از یک شغل,قانون بازنشستگی بیش از موعد,قانون ممنوعیت بیش از دو شغل,قانون تصدی بیش از دو شغل,قانون خدمت بیش از 30 سال, نویسنده: ابوالفضل رضاپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:34

صفحه بندی